السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
37
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
و اين معنا با ملاحظهء تاريخ زندگانى و سيرهء آن حضرت كه به دست ما رسيده است ، كاملا روشن مىگردد و سخنانى كه از آن بزرگوار در زمينههاى مختلف براى ما به ميراث مانده ، اين حقيقت را واضح و آشكار مىسازد . [ فرازهايى از سخنان امير مؤمنان ] اين كلام توحيد و عرفانى از سخنان على عليه السّلام است : « ما رأيت شيئاً الّا و رأيت اللّه قبله » . « 1 » « چيزى را نديدم مگر اينكه جلوتر از آن ، خدا در نظرم متجلّى گرديد » .
--> - او در جهان هستى براى غير خدا وقعى و منزلتى قايل نيست كه كليدهاى خير و سعادت در دست آنها باشد تا او مجبور شود به آنچه نزد آنان است ، دل ببندد و بىآنكه سزاوار باشد تن به ذلّت و خوارى دهد و يا اينكه به طمع به دست آوردن مال و مقامى ، از حريم حق و عدل دور افتد و به كسى ظلم و ستم روا بدارد . او در جهان جز خدا را مؤثّر نمىداند ، در نتيجه كسى را مالك نفع و ضرر نمىداند تا از او بر جان خويش بترسد و ناچار تن به ذلّت دهد و يا براى خاطر او حقّى را باطل گرداند . پس توحيد خالص ، درمان هردردى است و به بركت اين داروى شفا بخش ، تمام بيماريهاى روحى و اخلاقى بدون احتياج به دو روش و طريقهء مذكور ، بر طرف مىشود و فرق روش ويژهء اسلام با دو طريقهء ديگر همان فرق رفع و دفع است . در آن دو روش نخست ، كوشش بر اين است كه مرضهاى اخلاقى توسّط ضدّشان درمان شوند مانند بيماريهاى بدنى ؛ امّا در طريقهء اسلام طبعا هررذيله و صفت مذموم از ريشه برانداخته مىشود و به اصطلاح با به كاربستن تعاليم اخلاقى اسلام ، اصلا رذايل اخلاقى موضوعا منتفى خواهند بود . ( 1 ) - شرح اصول كافى / مازندرانى : 3 / 108 .